نیمه غایب

نیمه غایب / حسین سناپور

نشر چشمه / چاپ سیزدهم / 1386

2.5 از 5.

 

داستان کتاب در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد میگذرد. زمان پایان نگارش کتاب اردیبهشت 77 است و زمان چاپ اول سال 78. ولی فکر میکنم بهترین زمان برای خواندن این کتاب همان سال 69 یا در نهایت سال 77 بوده است. داستان بخش هایی دارد که برگرفته از فضای مثلن چپ روشنفکری دهه شصت است و حتی شاید سال 78 هم جذابیتی برای خوانده شدن نداشته چه برسد به امروز. مثلن عدم امضا کردن یک تعهدنامه حتی به بهای اخراج از دانشگاه. ضمن اینکه داستان پر است از کلیشه های رایج داستان هایی که سعی دارند انقلابی باشند. پدری بازاری با دو پسرش، پسر اول مانند پدر و پسر دوم سرکش و روشنفکر، و بعد همین پدر با مسئول حراست دانشگاه با هم شریک میشوند!

در نهایت اینکه داستان "نیمه غایب" عناصری دارد که من اساسا قادر به درک آن نیستم.مثلن نفی پسری که به درخواست پدر حجره او را میچرخاند، یا نگاه از بالا به عشقی که به فرجام میرسد، که خب من اینها را بیشتر اداهای به زور روشنفکری میدانم. یا تقبیح ازدواج به سبک سنتی با سخیف ترین واژه ها، چیزی که مد دهه هشتاد است و فکر نمیکنم در دهه شصت چندان مد رایجی بوده باشد.  

وقتی از جنس اتفاقی واقعی تر و زنده تر اش را در سالهای گذشته دیده ایم و شنیده ایم، چرا باید نسخه قدیمی و تکراری این داستان ها را خواند؟!

 

/ 1 نظر / 10 بازدید
نیروانای گمراه

كاملاً باهات موافقم، جالبه كه اين كتاب كاملاً كليشه اي و دور از ذهن، به چاپ سيزدهم هم رسيده! واقعاً معلوم نيست معيار جامعه ي ما براي استقبال از يك اثر چيه؟؟ ولي كتابهاي ويران مي آيي(رمان) و سمت تاريك كلمات(مجموعه داستان) از سناپور كتاباي خوبين ، مخصوصاً دومي، اگه نخوندي به خوندنش مي ارزه ممنون از وبلاگ مفيدت