برف و سمفونی ابری

برف و سمفونی ابری (مجموعه داستان) / پیمان اسماعیلی

نشر چشمه / چاپ چهارم بهار 1389 / 95 صفحه

 

معمولا مجموعه داستان ها را دوست ندارم. به نظرم یک داستان کوتاه چند صفحه ای فرصتی برای پروراندن شخصیت ها و روابط بین افراد ندارد. تا بخواهی از شخصیت ها سر در بیاوری داستان تمام شده و باید داستان بعدی را شروع کنی.

اما برف و سمفونی ابری بعد از مدتها اولین مجموعه داستانی بود که از خواندن داستان هایش لذت کافی و وافی بردم. به خصوص 4 داستان اول کتاب جذابیت بیشتری برایم داشت. در دو داستان اول (میان حفره های خالی و مرض حیوان) با آدمهای جدا افتاده از انسان های دیگر طرفیم. با عقاید و افکار و توهمات شان. داستان "لحظات یازده گانه سلیمان" به نوعی در رده داستانهای جنایی قرار میگیرد که البته بازهم روابط بین شخصیت ها در آن به خوبی پرورده شده؛ و با توجه به مکان وقوع داستان (منطقه علم کوه و تخت سلیمان) جذابیت ویژه ای دارد. فکر میکنم کسی که این منطقه وهم انگیز را و زیبا را به خصوص هنگام شب یا زمان بودن برف در منطقه دیده باشد موافق من خواهد بود. داستان چهارم (مردگان) باز درباره آدم های دورافتاده از بشریت در هردو معنای خود است.

مضمون داستان ها یک ارتباط و شباهتی با هم دارند و شاید با کمی اغماض بتوان "برف و ..." را مجموعه داستانی پیوسته نامید.

/ 1 نظر / 5 بازدید
زمستان...

سلام درست می فرمایید شیوه ی درست همونیه که شما گفتید ولی من بیشتر وقتها هوس می کنم از خود داستان هم بنویسم در مورد این پست باید بگم که من 1. داستان کوتاه و 2. داستان ایرانی جزو آخرین گزینه هایی هستند که بهشون مراجعه می کنم مگر اینکه به خوندنشون خیلی توصیه شده باشه خیلی وقته که می خوام داستان سیستان رو بخونم ولی نمیشه و حرف آخر اینکه وبلاگ خوبی دارید چون از کتاب می نویسید امیدوارم بازم بیام اینجا موفق باشید